نتايج رسيده بودهاند. اخلاق نيكوماخوس را از لاتيني به عبري ترجمه كرد و درصدد برآمد بهمحض اينكه تفسيرهاي لازم را بهدست آورد، به ترجمهٴ تدبير منزل و سياست مدن ارسطو هم اقدام كند. ترجمهٴ اخلاق براساس ترجمهٴ لاتيني فردي به نام بوئتيوس بوده كه ظاهراً از عربي ترجمه شدهبود. اين بوئتيوس ناشناس است، اِشتِينشنِيدِر با پيروي از آمابل ژوردان از بوئتيوس دالماسيايي سخن ميگويد كه او را با بوئتيوس داسيايي (دانماركي) يكي ميگيرد. ترجمهٴ الگوادث مورد حمايت يهودا بن سليمان بن لَبي قرار گرفت كه در سالهاي 1380 ـ 1403 در دربار آراگون صاحب نفوذ بوده (يعني در همان ايامي كه الگوادث در دربار كاستيل اعتباري داشت).
الگوادث مجموعهاي از دستورهاي پزشكي را به زبان اسپانيايي گردآوري كرد، كه يكي از شاگردانش به نام يوسف مطالبي بر آن افزود. يوسف بن يوشع كُهِن مورخ (تولد: آوينيون 1496؛ وفات: 1577 يا پس از آن) در سال 1546 آن را در جنوا به عبري ترجمه كرد. يوسف كُهِن چند نسخهٴ لاتيني و عبري براي معالجهٴ ((آبلهٴ فرنگي)) را بر آن اضافه كرد.
شِمطُب ـ شَپروط
شِمطُب بن اسحاق (بن) شَپروط (يا شفروت) تودلايي. پزشك يهودي اهل ناوار و مترجم لاتيني به عبري، مفسر، تلموددان و مدافع يهود. در تودلا (ناوار) زاده شد و در اواخر سدهٴ چهاردهم برآمد؛ در سال 1375 در پمپلونه بود، در سالهاي 1380 ـ 1385 در تاراسكون به طبابت پرداخت و در سال 1400 در لوقنه بود.
شرحي عبري بر كتاب اول قانون ابنسينا نوشت، با عنوان عين كل. اين شرح حاوي شرحهاي سليمان بن يَعيش (چهاردهم ـ 1)، يوسف بن يوشع دوم هَه ـ لُرقي و ابوالكاتب (يا ابوالخاطب، ابوالخطيب ؟) نامي است. از جالينوس، كتاب شفاي ابنسينا و
رسالهٴ موسيقي موسي بن يوسف ابوالعافيه يا ابوعمران موسي بن لاوي (وفات: 1283 ؟) نام ميبرد. اغلب اين آثار به عبري در دسترس بود؛ او درواقع به ترجمهٴ ناتان هَه مَأتي اشاره كرده و سخت به لُرقي تاخته است.
بخشهايي از انجيلهاي چهارگانه (از جمله، تمام انجيل متي) را از لاتيني به عبري ترجمه كرد.
در سال 1375 در پمپلونه دربارهٴ گناه نخستين و فديه با پِدرو دو لونا (بعدها، ناپاپ بنديكتيوس سيزدهم 1394 ـ 1317) در حضور جمع كثيري از علماي ديني به مناظره پرداخت.
وي يكي از جامعترين كتابهاي سدههاي ميانه را در دفاع از دين يهود تأليف كرد، به نام
سنگ آزموده (كتاب اشعيا 28 :16)، كه بر ضد يهوديان مسيحيشده و بهصورت گفتگو است.
نسخههاي متعدد گوناگوني از آن در دست است، ولي هرگز چاپ نشده است. تحرير اصلي در ده مقاله است كه در سال 1385 دو مقالهٴ ديگر در طرغونه و در سال 1400 هم مقالهٴ پانزدهمي در لوقنه بر آن اضافه شده و بعدها هم اضافات ديگري داشته است.